پایگاه خبری اوشیدا 21 خرداد 1399 ساعت 22:44 http://oshida.ir/vdciwray.t1auw2bcct.html -------------------------------------------------- عنوان : از نژادپرستی در سرزمین چشم‌آبی‌ها تا میهمان‌نوازی در دیار سلمان فارسی -------------------------------------------------- نگاهی به حال و روز این روزهای اروپا و آمریکا و نیز نحوه رفتار چند ده ساله مردم ایران با مهاجرین، حقایق بسیاری را یادآوری می کند. متن : به گزارش اوشیدا به نقل از خبرنگار فرهنگیشبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ سینمایی جوکر را که می دیدیم، می توانستیم این روزهای آمریکا را تصور کنیم، روزهایی که یک جرقه کافی بود تا خشم مردمی را که از تبعیض ها، ستم ها و بی عدالتی ها به ستوه آمده اند این چنین در خیابان های ایالات متحده شاهد باشیم، البته نه جوکر صرفا روایتی تنها از درهم ریختگی یک سرزمین بود و نه امروز این صحنه ها مختص ایالات متحده آمریکا است، بلکه همان طور که در رسانه ها و فضای مجازی منتشر شده است، این اعتراضات رفته رفته به کشورهای اروپایی نیز کشیده شده، کشورهایی که نظام سرمایه داری در انها کمر قشر ضعیف و متوسط را خم کرده است.جرقه ی روشن شدن اعتراضاتِ به این گستردگی و در واقع روشن شدن خاکستری که زیر آتش پنهان بود، یک رفتار غیرانسانی بود؛ رفتاری نژادپرستانه از پلیس آمریکا که صدای همه را درآورد. البته داستان نژادپرستی در آمریکا برای امروز و دیروز نیست بلکه پیشینه ای قدیمی دارد، کشوری با قدمت کم که با بسیاری نژادهای دیگر سرجنگ دارد و این دقیقا برعکس آن چیزی است که در کشور ما از قدیم تاکنون متعارف بوده و وجود داشته است،مردم ایران همیشه به مهمان نوازی معروف بوده اند و این رسم را نه تنها از یاد نبرده اند بلکه با آمدن اسلام در ایران در قرن های گذشته و پس از انقلاب اسلامی و بر اساس آموزه های دینی و دغدغه های امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب این مهمان نوازی گرم تر و ماندگارتر نیز شده است. بنابراین این روزها بسیاری از برادارن افغانی، برادران عرب زبان کشورهای دیگر، و عزیزان زیادی از کشورهای دیگر نه تنها ایران را مقصد سفرهای سیاحتی و زیارتی خود انتخاب کرده بلکه بسیاری شهرهای ایران را برای زندگی ترجیح می دهند، در این میان کم نیستند هنرمندان، نویسندگان و فرهیختگان کشورهای دیگر که با خوبی و خوشی در کنار همکاران ایرانی خود به فعالیت مشغول هستند و هم آن ها از حضور در ایران ناراضی و ناخوشنود نبوده اند و هم ایرانیان هنردوست از وجود این افراد در کشورمان بهره های فرهنگی و هنری می برند؛ از جمله در حوزه کتاب وادبیات و سینما و تلویزیون.دو برادر مهاجر که در سینمای ایران خوش درخشیدندبه طور مثال چند سالی است که سریال های خوب برادران محمودی پای ثباتِ کنداکتوری هر از گاهی تلویزیونمان شده است و اتفاقا با استقبال نیز مواجه شده به طوری که بخش هایی از فیلم هایشان هنوز هم به صورت موزیک ویدئو از تلویزیون پخش می شود.برادران محمودیکه نام هر دوی آن ها برای جامعه هنری وفرهنگی کشور شناخته شده است، مهاجرین و فیلمسازانی هستند که چندین آثار سینمایی و تلویزیونی و حتی برنامه های تلویزیونی در کارنامه خود دارند؛ این دو برادر، از ولایت پروان افغانستان هستند. نوید محمودی متولد 1356 و جمشید، متولد 1362 است. نوید محمودی در کنار سینما (تهیه کنندگی و کارگردانی)، نویسنده و شاعر نیز است. او از ۶ سالگی مهاجر شده، دارای فوق لیسانس بوده، جمشید محمدی نیز نویسنده و کارگردان است. سریال دلدار آخرین سریال تلویزیونی از این دو برادر است که ماه رمضان سال گذشته از شبکه دوم سیما پخش شد.چند متر مکعب عشق نیز فیلمی به کارگردانی و نویسندگی این دو برادر و محصول سال ۱۳۹۲ بود که در هفدهمین جشن سینمای ایران برنده تندیس و دیپلم افتخار بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین تدوین، بهترین نقش مکمل مرد، بهترین طراحی صحنه و معرفی استعداد شد.افغان تبار اهل ایرانوقتی برای فیلم رفتن به کارگردانی نوید محمودی، جایزه بهترین بازیگر زن را در جشنواره بین المللی مراکش دریافت کرد، بیشتر بر سر زبان ها افتاد.فرشته حسینیبازیگر افغان تبار اهل ایران، سینما و تئاتر را در کلاس های مهتاب نصیرپور و محمد رحمانیان مشق کرده است و بعد از جایزه ای که برای اولین فیلم خود دریافت کرد، بازیگر یلدای مسعود بخشی شد، شکستن همزمان بیست استخوان را با هم ولایتی خود جمشید محمودی تجربه کرد و بعد از سونامی، اخیرا هفت و نیم را با نوید محمودی به کارنامه خود اضافه کرده است.فرشته حسینی درباره برخورد سینماگران ایران با خود می گوید: در عالم هنر در ایران یک روز یادم نمی آید که تحقیر شده باشم، کارگردانان و بازیگران ایرانی بسیار کمکم کردند و خوشحال می شدند که من یک دختر افغان هستم و بسیار تلاش می کنم نام افغانستان را زنده نگه دارم.این سه شاعر خوش سخن افغان و آغوش گرم ایرانو اما در حوزه شعر و نویسندگی؛محمدکاظم کاظمیدر سال ٤٦ در شهر هرات افغانستان به دنیا آمد، در سال ٥٤ به کابل کوچ کرد و در سال ٦٣ به ایران آمد. در ایران پس از اتمام دوره دبیرستان، کارشناسی خود را در رشته مهندسی عمران از دانشگاه فردوسی مشهد گرفت و بعد فعالیت های ادبی اش را شروع کرد. کاظمی در سال ٦٩ به انجمن شاعران انقلاب اسلامی افغانستان پیوست و آن را تا دهه ٧٠ ادامه داد. انتشار مثنوی بازگشت او در فروردین ۱۳۷۰ مایه شهرت او شد. محمد کاظم کاظمی در همان دهه ٧٠ مسئول یکی از صفحات روزنامه قدس بود. او علاوه بر سرایش شعر، در زمینه های آموزش شعر، برگزاری محافل انجمن های ادبی مهاجرین افغان در ایران، انتشار نقدها و مقالاتی در مطبوعات، تألیف و ویرایش کتاب هایی در زمینه زبان و ادبیات فارسی فعالیت کرده است.محمد کاظم کاظمی عضو گروه علمی برون مرزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی می باشد. وی در سال ۱۳۹۵ به عنوان دبیر علمی یازدهمین جشنوارۀ شعر فجر انتخاب شد. محمد کاظم کاظمی برگزیدۀ نخستین دورۀ جشنواره بین المللی شعر فجر در بخش فارسی زبانان بود.او خودش در رابطه با ایران می گوید؛ در ایران ، محیط برای پرورش امثال من بسیار مساعد بود و من بخشی از مطالعاتم را به شعر اختصاص داده بودم . کتاب هم در این مملکت بسیار بود و علاوه بر آن ، محافل شعری نظیر جلسة شعر حوزة هنری مشهد و آشنایی با شاعران مشهد نظیر مصطفی محدثی و مجید نظافت و عباس ساعی و به ویژه سیدعبدالله حسینی و زنده یاد احمد زارعی که به راستی زندگی ادبی ام را متحوّل کردند.این هم خاطرهمحمد سرور رجایی، نویسنده افغانستانی از دیدارش با مقام معظم رهبری است. وقتی کتاب را به ایشان دادم، گفتم: این کتاب مجموعه ای از خاطرات رزمندگان افغانستانی دفاع مقدس است.آقا فرمودند: احسنت.از من پرسیدند: ساکن کجایی؟ گفتم تهران.حضرت آقا همان طوری که کتاب را تورق می کردند، در توضیح عکس شهید احمدرضا سعیدی گفتم: این شهید ایرانی است که در افغانستان شهید شده و مزارش هم در افغانستان است.ایشان پرسیدند: چه وقت پیش شهید شده است؟ گفتم: سال ۵۹ در زمان تهاجم شوروی به افغانستان.به دقت به عکس های کتاب و متن کتاب نگاه کردند و در پایان فرمودند: سلامم را به بچه های افغانستان برسان. این کتاب را هم می خوانم.محمد سرور رجایی چهره فرهیخته افغانستانی است، او متولد ۲۸ مرداد 1348 درکابل است و در کابل نیز درس خوانده است. از سال ۱۳۶۳به عضویت یکی از احزاب جهادی در آمده و مشغول کارهای فرهنگی می‏شود. در مقاومت غرب کابل حضور داشته و در سال ۱۳۷۳ به ایران مهاجرت می‏کند. در ایران با آشنایی با فرهنگیان مهاجر کشور فعالیت های فرهنگی _ ادبی خود را به صورت حرفه ای در تهران دنبال می‏کند که یکی از نتیجه‏های ماندگار آن تاسیس خانه ادبیات افغانستان در سال ۱۳۸۲است. در حال حاضرعضو هیئت مدیره و معاون خانه ادبیات افغانستان است.او خودش درباره آثارش این گونه گفته است که؛ اولین کتاب خودم را درباره علاقمندی مردم افغانستان به امام خمینی (ره) با عنوان در آغوش قلب ها نوشتم که استقبال خوبی هم در بین فرهنگیان ایرانی و افغانستانی شد. در کتاب دوم، از دشت لیلی تا جزیره مجنون خواستم غبارروبی از وضعیت حضور مبارزان افغانستانی در دفاع مقدس و رزمندگان ایرانی در جهاد افغانستان انجام بدهم. همچنین ماهنامه ویژه کودکان و نوجوانان افغانستان با عنوان باغ را هم در ایران چاپ می کنیم که حسرت کودکی های خودم است.سال 97 بود که مراسم بزرگداشتی برایش گرفتند، او زادهٔ ۱۳۴۴ خورشیدی شاعر و نویسنده و نقاد اهل افغانستان و از پیشگامان ادبیات مقاومت در برابر تهاجم نظامی اتحاد جماهیر شوروی است؛ سوگنامهٔ بلخ ، شعر مقاومت ، پایتخت پری ها ،عقاب چگونه می میرد همه از آثار این نویسنده توانمند افغانی است،سید ابوطالب مظفریشاعری را با استعداد ذاتی و کشش درونی شروع کرد و در سال ۱۳۶۴ نخستین شعر خود را سرود.او در بزرگداشتش در رابطه با انقلاب اسلامی می گوید؛ ما در افغانستان در گوشه انزوای خودمان بودیم و اگر انقلاب اسلامی ایران نبود آن شور و حال در وجودمان نمی افتاد تا در کشورمان انقلاب کنیم و نهایتا به ایران بیاییم.دریای مهربانی و رفاقت خشک نمی شوداین ها تنها نمونه ای از افرادی بودند که هم توانستند از ظرفیت های موجود در کشور عزیزمان ایران برای پیشرفت خود استفاده کنند و هم سهم بسزایی در معرفی فرهنگ و هنر سرزمین ما داشته اند؛ هستند مهاجران زیاد دیگری که حتی از برادران و خواهران افغان نیستند و عرب زبان بوده یا حتی از دیگر کشورهای همسایه میهمان ما هستند و در ایران به خوبی و خوشی زندگی می کنند، البته نباید فراموش کنیم که قطعا این شرایط، وضعیتی ایده آل برای ما و مهاجرین نخواهد بود، و گاهی پیش می آید که در میان این گونه برادری ها و دوستی ها، مشکلات ناخواسته ای نیز پیش می آید، امافراموش نکنیم که ایران و ایرانی همیشه به مهمان دوستی و مهمان نوازی مشهور بوده است و قطعا اگر در این میان گاهی رخدادهایی هم دل هر دو طرف را آزرده است، از قصور و خطای عده ای معدود بوده و خدشه ای به پیشینه روابط فرهنگی و تمدنی ایران و همسایگان وارد نکرده و نمی کند.انتهای پیام/