داخلی آرشيو خبر صفحه استان
امتیاز مثبت 
۰
 
یادداشت؛
کیسه گونی انقلاب
کد مطلب: ۶۶۱۴۴
تاریخ انتشار:يکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۲۰
بدون هیچ‌گونه حادثه‌ای، کیسه‌گونی انقلاب از علی‌آباد به زابل رسید و بعد از چند روز، نامه‌ای به زابل فرستادم و سفارش اکید کردم که کیسه‌گونی کتاب‌هایم را به هیچ‌عنوان باز نکنند.
کیسه گونی انقلاب
به گزارش پایگاه خبری اوشیدا؛ عباس نورزائی کارشناس ارشد مدیریت توسعه روستایی در یادداشتی نوشت:

طی دو سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، تعدادی کتاب و نشریه ‌های مذهبی از مؤسسه‌ی در راه حق قم دریافت کرده بودم، چند اعلامیه مهم از امام خمینی(ره) و مراجع و دو سه نوار از سخنرانی های امام و آقای فخرالدین حجازی، در بایگانی منزل جمع شده بود، کتاب‌ها و جزوات تحصیلی من هم بود، پدرم از زابل به دیدن من آمده بود و حالا می‌خواستند به‌تنهایی برگردد و چندی بعد، من هم به خانواده در زابل می‌پیوستم، اما فعلاً من باید برای امتحانات نهایی در گلستان می‌ماندم.
فرصت را غنیمت شمردم، همه‌ی کتاب‌ها و مواردی را که اشاره شد، کف اتاق رها کردم ، موارد ممنوعه را لابلای کتاب‌های درسی گذاشتم و آن‌ها را داخل یک کیسه‌گونی ریختم و کتاب‌های درسی را در قسمت بالای آن گذاشتم و بدون این‌که پدرم بداند، به بهانه‌ی این‌که بعداً بار من سبک‌تر باشد، از او خواستم که آن‌ها را با خودش به زابل ببرد و او نیز پذیرفت.
تدبیر من این بود که در ایست بازرسی‌های بین راهی، جوانانی مثل من را بیش‌تر ورانداز می‌کردند و از ما به‌عنوان خراب‌کار یاد می‌شد، ولی پیرمردی روستایی مثل پدر را خیلی گیر نمی‌دادند و اصلاً به او شک نمی‌کردند که بخواهند کیسه‌گونی وسایل او را بازدید کنند.
به سلامتی و بدون هیچ‌گونه حادثه‌ای، کیسه‌گونی انقلاب از علی‌آباد به زابل رسید و بعد از چند روز، نامه‌ای به زابل فرستادم و سفارش اکید کردم که کیسه‌گونی کتاب‌هایم را به هیچ‌عنوان باز نکنند تا خودم بیایم و تأکید کردم که حتی اگر از جوانان هم‌سن من هم کسی گفت که کتابی لازم دارد، به او ندهند و بدین وسیله دست‌نزدن به کیسه‌گونی را دوقبضه کردم.
وقتی به زهک برگشتم، بعد از این‌که به صورت حاشیه‌ای با جوانان صحبت می‌کردم، متوجه شدم به‌جز سیدمحمدرضا سیدحسینی، سیدمولا سیدحسینی، حاج‌سرور کیخا و حاج غلامعلی و حاج‌رسول رخشانی که جزو گروه‌های مذهبی بودند و با حجت الاسلام سیدمحمدتقی حسینی‌طباطبایی(ره) در ارتباط هستند، تعدادی نیز با افکار چپی از قبیل منافقین، چریک‌های فدایی خلق و جنبشی‌ها آشنا شده‌اند، با آن‌ها بحث می‌کردم، بعضی از آن‌ها را با آن اعلامیه‌ها و کتاب‌ها و صحبت،‌ متقاعد کردم که خط‌شان را از آنان جدا کنند و به ما بپیوندند.
تعداد زیادی از جوانان زهکی، زمینه‌هایی داشتند با مسایل مربوط به نهضت امام و انقلاب بیش‌تر آشنا شدند، از آن جوانان می‌توان از قاسم میرحسینی، غلامحسن میرحسینی و عباس میرحسینی، احمد عالی، عباس سارانی، مهرالله شهرکی، علی نورزهی، حسین نورزهی، سیدعباس هاشمی، عباس خمر، حاجی خضر، محمدامیر حسین‌آبادی، رضا سلمان‌نژاد، میرعلی بختیاری، جان‌علی و خان‌علی بختیاری و امیر کریمکشته نام برد.


انتهای پیام/
Share/Save/Bookmark