داخلی آرشيو خبر صفحه استان
امتیاز مثبت 
۰
 
یادداشت؛
بحرانی که سالهاست سیستان را تهدید می کند / وقتی مسئولین کشوری به اعداد و ارقام اکتفاء می کنند
کد مطلب: ۶۴۷۶۶
تاریخ انتشار:پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۱۱
آنچه در چند روز گذشته از زبان معاون رئیس جمهور در سیستان بیان شد ، خاص بودن مردم در مواجهه با مشکلات است ـ
بحرانی که سالهاست سیستان را تهدید می کند / وقتی مسئولین کشوری به اعداد و ارقام اکتفاء می کنند
به گزارش پایگاه خبری اوشیدا؛ سیستان بیش از دو دهه است که با بحرانی جدی در زمینه زیست محیطی روبروست و در این مدت تلاشهای بسیار زیادی از سوی مردم ، گروها و ثمن های خاص ، فعالین اجتماعی و برخی مسئولین برای حل مشکل صورت گرفته است ، اما با تمام‌این تلاشها نه تنها تغییری در کنترل و مدیریت بحران شکل نگرفته ، بلکه روزبروز افزون و مشکلات بیشتر و بیشتر شده است .

شاید یکی از دلایل بروز مشکلات عدیده سیستان در وهله نخست عدم‌پذیرش اصل مشکل بعنوان یک تهدید جدی است که شاید کمتر به ان توجه شده و با امید به آینده ای روشن این زمان طولانی سمری شده است .

باید بپذیریم این روزها مشکلات بسیار زیادی در تمام ابعاد معیشتی ، اقتصادی و سلامت در سیستان وجود دارد به طوریکه قشر عظیمی از مردم خصوصا در روستاها با آن درگیر و زندگیشان مختل شده است ودر این بین آنچه مردم بیشتر از آن رنج می برد، عدم توجه و نظارت بر معیشت ، اشتغال جوانان ، بیکاری عامه مردم ، خشکسالی و وعدم توجه جدی به مسئله تالاب هامون و چندین و چند مشکل حاد دیگر است که متاسفانه در این سالها در سطح وسیعی در سیستان درحال گسترش است .

در کنار تمامی این مشکلات از همه مهمتر فقر مطلقی است که متاسفانه بعنوان یک پدیده سوء و فراگیر روز به روز در حال گسترش است ، و علیرغم آشنایی همه به این پدیده دردناک ، هیچگونه راهکار علمی و عملی برای رفع آن جز خدمات نهادهای حمایتی وخیریه ها و خیرین که نقش مسکن را بصورت مقطعی ایفاء می کند، آنگونه که شایسته مردم است صورت نگرفته تا بصورت ریشه ای مشکلات را حل کند .

البته این یک حقیقت غیر قابل انکار است که سیستانیان در زمره صبور ترین مردمان هستند و این صبر و متانت ، نشات گرفته از اعتقادات خاصی است که از گذشتگان و نیاکان خود در پیروی از ولایت و اطاعت پذیری به ارث برده اند ، تا انجا که کلانتری رئیس محیط زیست کشور و معاون رئیس جمهور در دیداری که اخیرا از سیستان داشتند نیز به شرایط نگران کننده استان سیستان و بلوچستان و احتمال نابودی حیات در این زمینه اشاره کرد .
کلانتری در این رابطه می گوید(سیستان با توجه به شرایط حاکم ناشی از خشکسالی‌های پی درپی و عواقب آن به منطقه‌ای خاص از نظر زندگی و غیر قابل تصور در جهان از نظر دوام انسان‌ها تبدیل شده، به طوری که در صورت فراهم نشدن امکانات و نرسیدن به این منطقه، مردم دوام نمی‌آورند)
آنچه در چند روز گذشته از زبان معاون رئیس جمهور در سیستان بیان شد ، خاص بودن مردم در مواجهه با مشکلات است و شاید بیان واقعیتهای که در چند سال اخیر برخی مسئولین آن را کتمان و جرات بیان آن را نداشتند و همواره مردم‌را با قول احیای دوباره هامون و وعده و نویدهای بی پایه و اساس دلخوش داشتند .
گرچه این نوع نگاه مسئولین را از جهاتی باید مثبت ارزیابی کردو ستود ، اما اینکه چرا با شناختی که از شرایط متطقه داشتند اقدامی موثر صورت نگرفته خود جای سوال دارد تا شخص اول زیست محیطی کشور اینگونه از آن تعبیر کند که به ضعم بسیاری این اظهار نظر ناشی از عدم توجه مسئولین امر به مقوله تالاب هامون و تامین آب منطقه در مقایسه با دیگر تالابهای مشابه و تخصیص ردیف اعتباری برای آنها در سهم خواهی تالاب هامون خواهد بود .

هامونی که به عقیده بسیاری از کارشناسان بعد از کشاورزی مهمترین شریان حیاتی مردم منطقه سیستان به منظور بهره برداری از منابع آن محسوب می شود و مردم بیش از دو دهه انتظار احیای دوباره آن را هر روز به انتطار مانده اند ، حالا با نگاه دیگر نا امید از هر اقدامی به دنبال گزینه هایی جایگزین خواهند بود که بطور حتم‌ بجای توجه به مولدهای جایگزین که نتیجه آن با پرداخت تسهیلات و شکست پذیری طرحها به دلایل گوناگون که جز ، تعدادی اندک نتیجه ای نداشته، به دنبال مهاجرت از سیستانی باشند ، که به تعبیر مقام‌معظم رهبری تنگه احد نام گرفته است .

دکتر کلانتری ویا بسیاری دیگر نیک می دانند که مردم سیستان از کشاورز گرفته تا دامدار و صیاد ، بیش از دو دهه است که سخترین مشکلات را تحمل کرده اند و به نان خشکی قانع اند و شاید تحولات موجود و آنچه دیگران از تصویب آن ذوق زده می شوند در تغییر زندگی این مردم اثرگذاری مطلوبی نداشته باشد، زیرا همانگونه که در شرایط کنونی برخی از فرصتهای این مردم با تسلط افراد بر چرخه اقتصادی با شگردهای خاص و نفوذ کسانی که به شیوه های نامتعارف از آن سود می برند نادیده گرفته می شود و در ادامه این روند ادامه خواهد داشت تا مردم عادی از تمام منفعتها بی بهره بوده و تنها باید در حکم کارگر در خدمت این افراد باشند .

متاسفانه یکی از معضلات مهم در جامعه امروزی ما انکار و عدم قبول واقعیتهاست ، آنچه ما می بینیم و می شنویم اما خودمان بعنوان کسانی که در قبال رفع آن مسئولیت مستقیم داریم ، باور نداریم و هر بار سعی می کنیم به شیوه های گوناگون موضوعات مهم را کم اهمیت جلوه داده و برای فرار از عدم پاسخگویی در قبال جامعه ای که مسئولیت خدمت به آن را پذیرفته ایم، بی تفاوت باشیم و گاها در مواجهه با برخی موارد به گونه ای برخورد می کنیم که همه چیز روال عادی دارد و مردم در ناز و نعمت اند در حالی که عمق فاجعه وسعتر از حد تصور است و تا زمانی که ما خودمان به این باور نرسیم و مردم را در بیان واقعیتهای تلخ زندگیشان در مواجهه با مسئولین تراز اول کشور آزاد نگذاریم ، در صدد رفع آن بر نخواهیم آمد و و بدون توجه به نیاز احاد افراد حامعه ، تنها صورت مسئله را پاک خواهیم کرد کما اینکه در این چند ساله هم هیچ اتفاق خاصی در تغییر روند زندگی و معیشت مردم نیفتاده است و شاید آقای کلانتری و خیلی های دیگر این را نداند که هزار دامدار و صیادی که تنها منبع درآمدشان تالاب هامون بوده است ، در این سالها چگونه و از راهی تامین معاش می کنند.

در واقع هیچ چیز سخت تر و دشوار تر از این نخواهد بود که خودمان ، خودمان را با توجیهات و قولهای غیر منطقی و غیر عقلانی فریب دهیم و یک واقعیتهای مهم را کتمان کنیم .

باید گفت جامعه امروز سیستان به بیماری شبیه است که اگر بصورت اورژانسی به آن رسیدگی نشود بیشتر شیوع پیدا کرده ودر نهایت کل جامعه را در بر خواهد گرفت ، زیرا افراد قادر نخواهند بود مایحتاج اولیه زندگی را در کنار مشکلات بهداشتی ودرمانی که به واسطه شرایط بد جوی گسترش فزاینده ای یافته است را تامین کنند و این خود معضلی مهم در شیوه ناهنجاری های اجتماعی است که باید بیشتر بدان توجه شود و کسانی که در راس هرم مدیریتی قرار دارند باید با آسیب شناسی در صدد رفع و رهایی از این بحران برآیند .

درپایان باید متذکر شد با ایمان به قدرت لایزال باریتعالی و با ایمان به این آیه شریفه که : "ید الله فوق ایدیم " است ، صرف نظر از این گفته معاون رئیس جمهور که:( مردم باید قبول کنند که هامون دیگر آن هامون پرآب سال‌های گذشته نخواهد بود و این اتفاق هیچ زمان نمی‌افتد) بدون شک تالاب هامون دوباره احیا و زندگی درسیستان جریان خواهد داشت ، همانگونه که در سال ۶۹ در مدت زمان کمتر از ۲ روزه کل سیستان به زیر آب رفت .

پس با توکل به خداوند و دعای خیر مردم باز هم دهه ۶۰ و ۷۰ دیگری در سیستان تکرار خواهد شد .

یادداشت : ناصر صیاد
Share/Save/Bookmark