داخلی آرشيو يادداشت صفحه فرهنگی
امتیاز مثبت 
۰
 
یادداشت؛
اربعین؛ عصیان عشق علیه شتاب دنیا
کد مطلب: ۸۲۴۲۸
تاریخ انتشار:يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۰۶
پیاده‌روی اربعین فقط پیمودن یک مسیر نیست؛ سفری است از «من» به «ما»، از شتاب جهان امروز به آرامش دل، و از مرزهای ساخته دست بشر به بی‌کرانگی عشق.
اربعین؛ عصیان عشق علیه شتاب دنیا
فرشته عسکری سردبیر پایگاه خبری «اوشیدا» در یادداشتی نوشت: در پیاده‌روی اربعین، جاده فقط مسیر رسیدن نیست؛ جایی است که آدمی دوباره خودش را پیدا می‌کند.

غبار راه، آرام‌آرام همه برچسب‌هایی را که سال‌ها به خود و دیگران زده‌ایم می‌شوید؛ مرزها، فاصله‌ها، طبقه‌ها و تفاوت‌هایی که دنیا میان انسان‌ها ساخته است. در این مسیر، نه نام و مقام مهم است، نه ثروت و شهرت؛ اینجا همه فقط یک نام دارند: «زائر».

دنیا سال‌ها تلاش کرده است انسان‌ها را در قاب‌های کوچک تعریف کند؛ با ملیت، شغل، دارایی، ظاهر و جایگاه اجتماعی. اما کافی است چند قدم در جاده نجف تا کربلا برداری تا ببینی چگونه همه این دیوارها در برابر عظمت عشق فرو می‌ریزند.

غبار جاده، عادل‌ترین مهمان این مسیر است؛ بر چهره همه می‌نشیند و تفاوت‌ها را از میان برمی‌دارد. دیگر فرقی نمی‌کند دستی که کنار تو قدم برمی‌دارد، دست یک استاد دانشگاه باشد یا دست کارگری که تمام زندگی‌اش را با زحمت ساخته است. پاهای خسته، شانه‌های سنگین و دل‌های مشتاق، همه در یک راه و برای یک مقصد حرکت می‌کنند.

اینجا کسی نمی‌پرسد چه داری؛ همه می‌پرسند چگونه می‌توانند خدمتی کنند. پیرمرد عراقی که شاید تمام سرمایه‌اش چند گلیم ساده، چند ظرف غذا و اندکی پس‌انداز باشد، با لبخند خانه‌اش را به روی غریبه‌ای باز می‌کند که شاید هرگز دوباره او را نبیند. دست زائری را می‌گیرد، پاهای خسته‌اش را می‌شوید، لقمه‌ای نان و جرعه‌ای آب تعارف می‌کند؛ نه برای نام، نه برای تشکر، نه برای منفعت. فقط از سر عشق.

در روزگاری که بسیاری از روابط انسان‌ها با حساب سود و زیان سنجیده می‌شود، این بخشش بی‌چشمداشت، شبیه معجزه‌ای زنده است. موکب‌ها و خانه‌های کوچک میان راه، درس بزرگی از انسانیت می‌دهند؛ اینکه هنوز می‌توان برای دیگری بود، بدون اینکه چیزی بخواهی. در این جاده، ایثار دیگر واژه‌ای در کتاب‌ها نیست؛ بوی نان تازه، عطر چای، گرمای یک لبخند و دستی است که خستگی را از شانه زائر برمی‌دارد.

پیاده رفتن در این مسیر، بازگشت به ریتم فراموش‌شده انسان است. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که همه چیز با سرعت سنجیده می‌شود؛ سرعت رسیدن، سرعت کار کردن، سرعت فراموش کردن. اما اینجا قدم‌ها آهسته می‌شوند. هر قدم فرصتی است برای شنیدن صدای دل، برای دیدن آدم‌هایی که شاید در هیاهوی زندگی از کنارشان عبور کرده‌ایم، برای فهمیدن اینکه انسان بودن یعنی چه.

کوله‌بار روی دوش، فقط چند وسیله نیست؛ گاهی یادآور تمام وابستگی‌هایی است که سال‌ها با خود حمل کرده‌ایم. در این مسیر، آدم یاد می‌گیرد سبک‌تر شود؛ بعضی دل‌بستگی‌ها را زمین بگذارد و با قلبی آرام‌تر قدم بردارد.

اما راز این حرکت عظیم چیست؟ چه چیزی میلیون‌ها دل را در گرمای طاقت‌فرسای راه به حرکت درمی‌آورد؟ پاسخ را باید در نامی جست‌وجو کرد که قرن‌هاست دل‌های آزادگان را به سوی خود می‌خواند: حسین(ع).

حسین(ع) در این جاده فقط یک خاطره تاریخی نیست؛ یک حقیقت زنده است، نوری که انسان‌ها را از هر زبان، نژاد و سرزمینی کنار هم جمع می‌کند. او نماد ایستادگی در برابر ظلم، آزادی در برابر اسارت و عشق در برابر بی‌تفاوتی است. حضورش را می‌توان در چشمان خسته مادری دید که کودک خود را همراه آورده، در دستان کوچک کودکی که با عشق به زائران آب می‌دهد، و در قدم‌های جوانی که با وجود خستگی، با شنیدن نام حسین دوباره جان می‌گیرد.

کربلا پایان جغرافیایی این سفر است، اما آغاز یک پرسش بزرگ در دل انسان. وقتی کفش‌ها را درمی‌آوریم و غبار راه را از چهره پاک می‌کنیم، باید از خود بپرسیم: آیا غبار دل را هم شسته‌ایم؟ آیا چیزی از آن همه مهربانی، گذشت و انسانیت را با خود به خانه برده‌ایم؟

شاید روزی دوباره به زندگی پرسرعت، به حساب‌وکتاب‌ها، فاصله‌ها و دغدغه‌های روزمره بازگردیم؛ اما خاطره آن پیرمردی که با عشق پذیرای ما شد، آن کودکی که با دست‌های کوچک خود خستگی زائران را کم کرد و آن جرعه چایی که در میانه راه آراممان کرد، در جانمان باقی خواهد ماند.

اربعین فقط چند روز راه رفتن نیست؛ تصویری کوتاه از جهانی است که انسان‌ها آرزویش را دارند؛ جهانی که در آن مهربانی از مرزها بزرگ‌تر باشد، عشق از فاصله‌ها عبور کند و انسان، پیش از هر عنوان و نامی، فقط انسان باشد.

زیارت تمام می‌شود، اما اگر پیام این جاده را بفهمیم، اربعین در ما ادامه پیدا می‌کند؛ در رفتارمان، در نگاه‌مان و در مهری که به دیگران هدیه می‌دهیم. شاید بزرگ‌ترین توشه این مسیر همین باشد: اینکه یاد بگیریم در روزگار سرد و شتاب‌زده دنیا، کمی شبیه آدم‌های این طریق زندگی کنیم.

انتهای خبر/
Share/Save/Bookmark