داخلی آرشيو يادداشت صفحه سیاسی
امتیاز مثبت 
۰
 
یادداشت؛
ملی‌گرایی؛ از مشروطه تا امروز
کد مطلب: ۸۲۴۷۴
تاریخ انتشار:دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۰۶
ملی‌گرایی در ایران، اگر از ریشه‌های ایرانی‌ـ‌اسلامی و زمینه تاریخی آن جدا شود، به تعارض هویتی می‌انجامد. تجربه مشروطه و پهلوی نشان می‌دهد که اقتباس ایدئولوژی‌های ناسازگار غربی، موجب تضعیف هویت ایرانی شده است. از این‌رو، ملی‌گرایی برای ایران ناگزیر باید با فرهنگ ایرانی‌ـ‌اسلامی سازگار باشد.
ملی‌گرایی؛ از مشروطه تا امروز
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری «اوشیدا»؛ محمد علایی، دانشجوی ارشد پژوهشگری اجتماعی دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت: از زمانی که استعمار غربی همراه با گلوله‌ها و کالاهای خود طرح وستفالیایی ملیت و ناسیونالیسم را نیز در سراسر جهانی (که هر روز بیش‌ازپیش غربی می‌شد) پراکنده کرد، مردمان بسیاری از نقاط جهان قبای هویت خود را به قامت این ایده درآورده‌اند و خواه در قالب کشورهایی عموماً نوظهور و خواه در قالب داعیه‌های ناسیونالیستی مدعی ملیت بوده‌اند. این تصور از هویت خود به‌قدری غالب بوده که حتی بسیاری از نهضت‌های ضد استعماری در یک قرن گذشته بنای کار خود را بر استقلال‌طلبی ملی گذاشته‌اند.
 ایران نیز از اواسط دورۀ قاجار با چنین اندیشه‌هایی بیگانه نیست.

از زمان برخورد ایرانیان با تمدن غرب جدید و تحقیرهای همراه با آن، بسیاری از نحله‌های متفکرین ایرانی چاره کار را در اقتباس ملیت و نظم‌بخشی به حیات ایرانی بر اساس آن دیده‌اند و گونه‌های مختلفی از آن را عرضه داشته‌اند. اما این ادعاهای پرطمطراق کمتر نتیجه‌ای در پی داشته‌اند و در آن موارد معدود نیز به نتایجی مانند دوران سیاه پهلوی اول منتهی شده‌اند و البته که چنین شکست‌هایی منحصر به سرزمین ما نیست، بلکه دیگر کشورهای جهان پیرامون، به‌ویژه در منطقۀ ما و حتی پروژه‌های ادعایی «ملت‌سازی» متجاوزین غربی نیز با آن بیگانه نیستند.
 علت این شکست‌های متعدد چیست؟ برای فهم این مسئله باید به چگونگی شکل‌گیری «ملیت» پرداخت.

برعکس تصورات ساده‌انگارانه‌ای که ملیت را امری قراردادی یا خنثی می‌بینند یا آن را پدیده‌ای ثابت می‌انگارند، تاریخ نشان می‌دهد که ملت‌ها بر پایه عناصر مشترک فرهنگی (مانند دین یا زبان) و در طی فرایندی تاریخی متولد شده‌اند و استمرار آن‌ها در گروی حفظ اتصالشان با تاریخ خود است. همچنین می‌بینیم تاریخ مشترک به‌تنهایی ضامن هویتی نیست، بلکه آرمان‌های مشترکی که در دورۀ مدرن عموماً در غالب ایدئولوژی‌ها تجلی می‌یابند برای ظهور معانی مشترک ضروری‌اند.

واضح است که برای ظهور یک هویت جمعی، چنین آرمان‌هایی باید با زمینه‌های تاریخی آن هویت تناسب داشته باشند وگرنه تعارض بین این دو به شکست یک طرح هویتی می‌انجامد. راز عدم موفقیت بسیاری از «ملت»های تازه‌متولدشده در مناطق پیرامونی نظام جهانی را می‌توان در این نکته جست که برای تأسیس خود عمدتاً ایدئولوژی‌های برآمده از غرب را سرلوحه خود قرار دادند درحالی‌که این ایدئولوژی‌ها تناسب چندانی با زمینه تاریخی آن‌ها نداشتند.

 با این نگاه می‌توان مسئله ملیت در تاریخ ایران معاصر را بهتر فهمید. از زمان شکست‌های ایران در برابر تجاوزات غربی، اندیشۀ احیای توان ایران برای دفاع از خود شکل گرفت که به‌تدریج تحت‌تأثیر شرایط زمانه، خود را در قالب دولت - ملت ایران جلوه داد.

اما در این مسیر دو نگاه قابل‌تشخیص است؛ نگاه اول به دنبال نظم‌بخشی به حکومت و دفاع از مرزهای ایران بر اساس هویت اسلامی - شیعی و فرهنگ ایرانی متکی بر آن است و خود را در وقایعی مانند فتواهای جهاد علیه متجاوزین و تحریم تنباکو نشان می‌دهد و سرانجام به تلاش برای محدودکردن حکومت استبدادی و برقراری عدالت بر اساس اسلام در جنبش مشروطه می‌رسد. اما نگاه دوم که توسط غرب‌زدگان دنبال می‌شد به دنبال غلبه‌دادن ارزش‌های غربی ناسازگار با زمینه ایرانی بود و خود را در قالب تلاش‌های منورالفکران جلوه می‌داد.

غلبه نگاه دوم در مسیر جنبش مشروطه منجر به ظهور تعارض‌های پیش‌گفته شد که خود را در آشوب‌های اواخر مشروطه نشان داد؛ واکنش شیخ فضل‌الله نوری به این انحراف مشروطه و شهادت ایشان را می‌توان نشانی از این نگاه کژ دانست. ادامه این کژ نگری سرانجام به حکومت پهلوی و غرب‌زدگی حاکم بر ارکان آن می‌انجامد که پیامدهای آن در تشدید انواع تعارضات داخلی (اعم از مذهبی، قومی و مانند آن‌ها) و تضعیف روابط خارجی آن با محیط همسایگانش و سلطه نگاه به غرب تا کنون احساس می‌شود.
 اگرچه انقلاب اسلامی در برابر این انحراف ایستاد و با احیای یک ایدئولوژی جامع اسلامی (که نبود آن از دلایل اصلی انحراف مشروطه بود) بنیادهای دولت - ملت ایرانی را به مسیری برآمده از زمینه‌ها و خودباوری اسلامی - ایرانی برگرداند، اما استمرار بسیاری از آسیب‌های رژیم پهلوی در کنار تهاجم‌های فرهنگی و روندهای جهانی هویت‌زدایی باعث شده‌اند بسیاری از چالش‌های گفته‌شده تا کنون نیز ادامه یابند. با این تصویر، می‌توان گفت هرکسی که مدعی ملی‌گرایی است چاره‌ای جز رجوع به ریشه‌های ایرانی - اسلامی و سازگارسازی فرهنگ ایرانی و ایدئولوژی دولت - ملت حاکم بر ایران ندارد تا از این طریق از تعارضات لاینحل و هویت‌زدایی از ایران جلوگیری کند. در غیر این صورت، آنچه که در پس ادعاهای ناسیونالیسم نهفته است چیزی جز یک بیماری خودایمنی هویتی نیست.

انتهای خبر/
Share/Save/Bookmark