حجتالاسلاموالمسلمین امین بهرامی در یادداشتی به
اوشیدا نوشت: ماه محرم هنگام جوشوخروش عاشقان امامی است که همه هستی خویش را در راه اعتقاد و جلوگیری از انحراف در جامعه فدا نمود و الگویی بیبدیل برای همه موحدان و آزاداندیشان عالم شد.
ماه محرم هنگام جوشوخروش عاشقان امامی است که همه هستی خویش را در راه اعتقاد و جلوگیری از انحراف در جامعه فدا نمود و الگویی بیبدیل برای همه موحدان و آزاداندیشان عالم شد.
اگر با گوش دل ندای (هل من ناصر) مظلوم نینوا را بشنویم، متوجه خواهیم شد، نهتنها آن کلام ملکوتی خاموش نشده است، بلکه هر روز این ندای روحافزا به گوش میرسد و (عیوق کربلا) به ما میآموزد که امام عصر خویش را همچون کوفیان تنها نگذارید و قبل از ظهور امامزمانتان، مسلم دوران خود را یاری کنید. بهراستی حسین بن علی (علیهالسلام) چه نوری است که هیچگاه خاموش نشده و پرفروغتر نیز میشود؟ امامی که عدل قرآن است و همانند کتاب وحی دارای برنامه هدایت، شفا و رحمت است.
آری، همانگونه که قرآن از تلاوت کننده خود شفاعت میکند، سیدالشهدا (علیهالسلام) نیز از کسانی که زائر حضرتش بودند و بر مصائب آن مظلوم گریستند یا فضائل ایشان را مطرح میکردند، شفاعت خواهد نمود. خوب که بنگری و تأمل بنمائی متوجه خواهی شد آیات قرآن هیچگاه کهنه نخواهند شد، زیرا کتاب وحی برای عصر خاص و مسائل محدود بر قلب نازنین حضرت رحمة للعالمین (صلیالله علیه و آله) نازل نشده است، از همین منظر است که روایات، سیره، مصائب و مراثی (عیوق کربلا) هیچگاه کهنه نمیشود، زیرا سیره و روایات حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) منحصر به زمان خاصی نبوده و مصیبتهای ایشان باعث ارتباط قلبی و ایجاد شور و شعور حسینی در بین عاشقان اباالاحرار حسین بن علی (علیهالسلام) میشود و همین ارتباط موجب استمرار و تقویت روحیه ایثار، شهادت و جهاد در جامعه اسلامی خواهد شد.
حماسه و نهضت تکرارناشدنی و بیبدیل عاشورا، تابلوی تمامعیاری برای همه دوران ها و در مورد اکثر مباحث شرعی، اجتماعی، سیاسی، تربیتی بر مبنای (ماانزل الله) است. در بعد فردی کربلا یک دانشگاه عظیم خودسازی و جهاد با نفس برای یاری ولی خداست. در بعد اجتماعی قیام عاشورا این پیام را به مسلمانان میرساند، زمانی که جامعه بالاخص خواص در فضای عمومی نسبت به منکرات و انحرافات بیتفاوت شدند، باید خون حجت خدا ریخته شود تا دین محفوظ بماند و مکتب اسلام از انحرافات طواغیت و گردنکشان هر دورانی حفظ شود.
تابلوی کربلا در بعد تربیتی دارای الگوهای نیکو است، در این تابلوی تمامعیار از علیاصغر ششماهه، تا قاسم بن الحسن حدوداً ۱۳ساله نمونههای بارز تربیتی وجود دارد تا حبیب بن مظاهر ۸۰ساله. وقتی در بعد سیاسی به واقعه خونبار عاشورای سال ۶۱ هجری قمری نظاره میکنیم بهوضوح میبینیم وقتی حاکم جامعه اسلامی شخص فاسق و فاجری مانند یزید باشد، آن حکومت هیچ رنگوبویی از دینداری به خود نخواهد گرفت و چنین زمامداری جامعه را به تباهی میکشاند. زمانی که در بعد شرعی (وقعة الطف) تأمل کنیم، میبینیم حضرت امام حسین (علیهالسلام) زمانی وارد سرزمین کربلا میشوند، تمام آن محلی که بناست خیمهگاه، محل پیکار دو لشکر نور و نار و قبر مطهر آن حضرت باشد را از صاحب آن خریداری میکنند تا امام لحظهای در زمین غصبی قیاموقعود نفرمایند و خون آن حضرت در مکان غصبی ریخته نشود و مرقد ایشان در مکان غصبی بنا نگردد.
از منظر دیگر و در یک دید کلی زمانی که به تابلوی عاشورا نگاه کنیم، میبینیم تمام این قیام بهخاطر نجات امت از انحراف فکری و اعتقادی و سیاسی بود، زیرا یزید و خلفای قبلی وی هرکدام بهنوعی ضربات سهمگینی بر پیکر اسلام وارد کرده بودند و همین امر باعث شد که (عیوق کربلا) در هامون نینوا به شهادت برسد تا از جوشش خون آن مظلوم خونجگر و عطشان بی کفن چشمههایی از نور به وجود آمده و تا رستاخیز انسانها قیام حسین بن علی (علیهالسلام) مایه هدایت انسانها گردد.
آری، ندای ملکوتی (هل من ناصر) صیدی است که در خون خویش دستوپا میزند و برای ظهور آخرین فرزند از دودمان رسالت و امامت چه در مجالس روضه خویش، چه در پیادهروی عظیم اربعین که حسینیهای به وسعت تمام مرزهاست، سرباز صالح انتخاب کرده و نفوس مستعد آنان را در مجالس روضه تربیت میکند تا کربلای دیگری اتفاق نیفتاده و عیوق دیگری در دشت نینوا غرق به خون نشود.
حسین بن علی (علیهالسلام) شخصیتی است که بیابان خشکیده کربلا را به باغ بهشت تبدیل کرد و قطعاً با عنایت او سرزمین خشکیده دل ما نیز آباد و صیقل داده میشود. اگر خوب گوش کنیم، متوجه میشویم (هل من ناصر) عطشان کربلا برای خودش نیست، چون مردم آن دوران امام خود را تنها نهاده و به کنج دنجی رفتند تا تنی گردوغبار محملهای کاروان عشق حسینی به آنان نرسد، تا چه رسد به یاری ابالاحرار (علیهالسلام)، بلکه این ندا برای یاری مهدی موعود موجود (عجلالله تعالی فرجه الشریف) است.
بدا به حالمان اگر باز هم روضه بیوفایی امت به امامشان در عصر ما تکرار شود و آیندگان ما را همانند مردم کوفه قضاوت نمایند و بگویند مردم در عصر غیبت کبری عیوق دیگری را با بهوجودآوردن کربلایی دیگر به شهادت رسانیدند، همان مردمی که روضه سربریده حسین (علیهالسلام) را شنیدند، اما خود این روضه را نسبت به امامشان تکرار کردند. پس محتوای تابلوی کربلا را عالی ببینیم و عالی بشنویم و عالیتر به این محتوای ذیقیمت عمل کنیم که پس از استقرار دولت کریمه منجی عالم بشریت حضرت ولیعصر بقیةالله الأعظم (عجلالله تعالی فرجه الشریف)، انگشت پشیمانی به دهان نخواهیم گرفت که ایکاش در دوران حیاتمان زمینهساز ظهور بودیم و یا در صورت باقی بودن عمر نادم نخواهیم گشت که ایداد، چرا به استقرار آن حکومت الهی کمک نکردیم.
ممکن است در دوران ظهور باشیم؛ اما توفیق خدمت به حکومت جهانی حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) به ما نرسد. تا دیر نشده از عبرتهای کربلا برای زمینهسازی ظهور درس بگیریم که فردا دیر است.
انتهای خبر/