سید حسن جلالی استاد دانشگاه علوم قرآنی زابل در یادداشتی به
اوشیدا نوشت: در روزگاری که فشارهای بیرونی، جنگ روایتها و تکانههای اجتماعی میکوشند جامعه را به سمت واگرایی و چندپارگی سوق دهند، آنچه بیش از هر عامل دیگری بهعنوان پشتوانه امنیت، ثبات و پیشرفت کشور جلوهگر میشود، همدلی ملی پایدار و خودباوری جمعی است. این سرمایه اجتماعی نه حاصل تصمیمهای مقطعی، بلکه نتیجه مسیری مستمر از هدایت، تبیین و مدیریت عاقلانهای است که توانسته اختلافها را مهار و ظرفیتهای اجتماعی را همافزا کند.
در بزنگاههای سیاسی و انتخاباتی، زمانی که هیجانها میتوانست به شکافهای عمیق اجتماعی بدل شود، تأکید بر قانونمداری، اخلاق سیاسی و حفظ آرامش عمومی، اختلافنظرها را در چارچوب منافع ملی نگاه داشت. این رویکرد مانع از آن شد که رقابتهای سیاسی به نزاعهای فرساینده اجتماعی تبدیل شود.
تجربههای متعدد نشان داده است که هرگاه منطق و عقلانیت بر احساسات غلبه کرده، جامعه نه دچار انفعال شده و نه به سمت تنشهای بیثمر سوق یافته است؛ بلکه مسیر اصلاح و پیشرفت را در بستر ثبات و آرامش دنبال کرده است.
در حوادث تلخ و سوگهای ملی، از شهادت چهرههای اثرگذار گرفته تا بحرانهای طبیعی، نحوه مدیریت افکار عمومی بهگونهای بوده که اندوههای جمعی به همدلی اجتماعی تبدیل شود. این مدیریت هوشمندانه عاطفه عمومی، اجازه نداد غمهای سنگین به یأس فراگیر بدل شود و جامعه را از نقشآفرینی مسئولانه بازدارد؛ بلکه همدلی، به نیرویی ترمیمکننده برای اعتماد اجتماعی تبدیل شد.
رهبری حکیم و فرزانه، ستون آرامش ملی و پیونددهنده ارادههای مؤمن در عصر تلاطمهاست. ایشان با تبیین سیاستهای کلان نظام اسلامی در عرصههای داخلی و خارجی، معیشت مردم و اقتصاد مقاومتی، پیوندی عمیق میان جهتگیریهای کلان کشور و زندگی روزمره مردم برقرار کردهاند؛ مسیری که در تقویت عزت و استقلال ایران اسلامی، الگویی راهگشا نهتنها برای کشور، بلکه برای جهان اسلام فراهم آورده است.
توجه مستمر به وحدت اقوام، مذاهب و مناطق مختلف کشور، واقعیتی انکارناپذیر است که آثار امنیتی و فرهنگی آن بهوضوح قابلمشاهده است. برجستهسازی هویت مشترک ایرانی - اسلامی، تنوع طبیعی جامعه را به سرمایهای برای انسجام ملی تبدیل کرده و مانع از آن شده است که تفاوتها به ابزار تقابل و سوءاستفاده دشمنان بدل شود.
اعتمادسازی میان مردم و نیروهای مسلح، از دیگر جلوههای این همدلی راهبردی است. هنگامی که نیروهای دفاعی بهعنوان فرزندان ملت شناخته میشوند، فاصله ذهنی میان قدرت و جامعه کاهش مییابد و امنیت، چهرهای مردمی و اطمینانبخش پیدا میکند؛ اعتمادی که خود یکی از مؤلفههای اصلی بازدارندگی مؤثر به شمار میرود.
در مواجهه با تهدیدهای خارجی نیز، ادبیات متوازن و مسئولانه، جامعه را از افتادن در ورطه هیجانزدگی یا هراس دور نگه داشته است. نه بزرگنمایی تهدیدها و نه کوچکانگاری آنها، بلکه شناخت دقیق واقعیتها، موجب تقویت حس کرامت، ایستادگی و عقلانیت در تصمیمهای کلان شده و پشتوانه اجتماعی نظام را حفظ کرده است.
پیوند میان نسلها، از دیگر عرصههای مهم همدلسازی بوده است. خطاب قراردادن جوانان بهعنوان نیروی مؤثر آینده، در کنار احترام به تجربه پیشکسوتان، شکاف نسلی را کاهش داده و مسئولیتپذیری را جایگزین بیتفاوتی کرده است. جامعهای که نسلهای آن با یکدیگر گفتوگو میکنند، کمتر دچار فرسایش درونی میشود.
در سطح فراملی نیز، تأکید بر حمایت از مظلومان و عدالتخواهان، بدون غفلت از منافع ملی، ایران را به نقطه اتصال وجدانهای بیدار جهان تبدیل کرده است؛ رویکردی که نشان میدهد دفاع از انسانیت و عدالت، با عقلانیت سیاسی کاملاً قابلجمع است.
در مدیریت ناآرامیهای اجتماعی، تفکیک دقیق میان اعتراض، خطا و دشمنی سازمانیافته، مانع از امنیتیسازی افراطی فضا شده و مسیر بازگشت آرامش و گفتوگو را هموار کرده است. این نگاه اجازه نداد جامعه در دوگانههای خطرناک فرو رود. چنانکه قرآن کریم میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» و همین اصل، مبنای حفظ پیوندها در شرایط دشوار بوده است.
امروز بیش از هر زمان دیگر، پاسداشت سرمایه همدلی یک ضرورت راهبردی است. آینده امنیت، پیشرفت و عزت کشور در گرو تداوم مسیری است که عقلانیت، ایمان و وحدت را در کنار یکدیگر حفظ میکند؛ مسیری که میتواند ایران را در میان طوفانهای منطقهای و جهانی، استوار، آرام و امیدبخش نگاه دارد.