یادداشت؛
حضور مردم، ضامن امنیت ملی
کد مطلب: ۸۲۴۹۵
تاریخ انتشار:شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۲۱در شرایطی که دشمن با تمرکز بر جنگ شناختی و عملیات روانی، تلاش میکند با ایجاد ناامیدی، شایعهسازی و دوقطبیسازی انسجام اجتماعی را تضعیف کند، حضور آگاهانه و مسئولانه مردم در صحنههای اجتماعی، یکی از مهمترین پشتوانههای امنیت ملی و سدّی در برابر توطئههای دشمنان به شمار میرود.
حسن جلالی کارشناس سیاسی در یادداشتی به «اوشیدا» نوشت: در روزگاری که دشمن، بیش از هر زمان دیگری سرمایهگذاری خود را بر جنگ شناختی و عملیات روانی متمرکز کرده است، خیابان دیگر تنها محل عبور و مرور نیست؛ خیابان به صحنهای برای نمایش اراده ملتها تبدیل شده است. دشمنان یک ملت، زمانی که از شکست آن در میدان نظامی ناامید میشوند، تلاش میکنند از مسیر دیگری وارد شوند؛ مسیری که از ذهن و افکار عمومی عبور میکند. آنان میکوشند با ایجاد تردید، القای ناامیدی، بزرگنمایی مشکلات، شایعهسازی، ایجاد دوقطبی و تحریک احساسات، سرمایه اجتماعی یک کشور را تضعیف کنند.
در جنگ شناختی، هدف اصلی تنها تصرف یک سرزمین نیست؛ بلکه هدف، تغییر نگرش مردم نسبت به خود، جامعه و آینده کشور است. دشمن تلاش میکند مردم را نسبت به تواناییهای خود بیاعتماد کند و این تصور را به وجود آورد که هیچ راهی برای حل مشکلات وجود ندارد. اگر چنین تفکری در جامعه گسترش پیدا کند، حتی بدون شلیک یک گلوله نیز میتوان پایههای یک جامعه را متزلزل کرد.
در چنین شرایطی، بزرگترین خطا آن است که میدان را به اقلیتی پرهیاهو واگذار کنیم. صدای بلند همیشه به معنای صدای اکثریت نیست. فضای مجازی نیز گاهی تصویری غیرواقعی از جامعه ارائه میدهد. ممکن است چند حساب کاربری یا گروه محدود، یک موضوع را بارها تکرار کنند و این تصور را ایجاد کنند که یک خواسته یا نگاه خاص، مطالبه عمومی مردم است. در حالی که جامعه واقعی بسیار گستردهتر از آن چیزی است که در صفحات مجازی دیده میشود.
تجربه نشان داده است هرگاه مردم مؤمن، انقلابی و دلسوز کشور در صحنه حاضر بودهاند، پروژههای دشمن یکی پس از دیگری با شکست مواجه شده است. حضور مردم، تنها یک حضور فیزیکی نیست؛ بلکه بیانگر اعتماد به آینده، احساس مسئولیت اجتماعی و دفاع از هویت ملی است. مردمی که در صحنه حضور دارند، اجازه نمیدهند دیگران به جای آنان درباره سرنوشت کشور تصمیم بگیرند.
امنیت، آرامش و اقتدار یک جامعه تنها با حضور نیروهای نظامی و امنیتی تأمین نمیشود؛ بلکه حضور آگاهانه مردم در متن جامعه، یکی از مهمترین پشتوانههای امنیت ملی است. هیچ نظامی بدون همراهی مردم نمیتواند امنیتی پایدار ایجاد کند. امنیت زمانی ماندگار میشود که مردم خود را در برابر سرنوشت جامعه مسئول بدانند و نسبت به تحولات پیرامون خود بیتفاوت نباشند.
امروز مسئولیت همه ما تنها در فضای مجازی خلاصه نمیشود. همانگونه که دشمن برای تصرف ذهنها برنامهریزی میکند، برای تصرف میدان نیز نقشه دارد. از همین رو، حضور پررنگ مردم در مراسمهای ملی و مذهبی، راهپیماییها، اجتماعات مردمی، برنامههای فرهنگی، نمازهای جمعه و دیگر صحنههای اجتماعی، پیامی روشن به بدخواهان این سرزمین مخابره میکند؛ اینکه ملت ایران همچنان صاحب میدان است و اجازه نخواهد داد اقلیتی وابسته یا فریبخورده، چهره واقعی این ملت را مخدوش کنند.
حضور اجتماعی مردم، علاوه بر آثار سیاسی و امنیتی، آثار مهم فرهنگی نیز دارد. وقتی خانوادهها، جوانان، دانشجویان، فرهنگیان، کارگران، اصناف و اقشار مختلف در کنار یکدیگر حضور پیدا میکنند، حس تعلق اجتماعی تقویت میشود. مردم یکدیگر را بهتر میبینند و درمییابند که در بسیاری از دغدغهها و آرمانها، تنها نیستند. همین احساس تعلق، یکی از مهمترین سدها در برابر پروژههای تفرقهافکنانه دشمن است.
در این میان، جوانان نقش ویژهای دارند. جوان امروز بیش از هر نسل دیگری در معرض حجم گستردهای از اطلاعات قرار دارد. هر خبر، تصویر، فیلم یا پیامی که در فضای مجازی منتشر میشود، الزاماً حقیقت نیست. جوان آگاه باید بتواند میان خبر و شایعه، واقعیت و روایت جعلی، نقد دلسوزانه و تخریب هدفمند تفاوت قائل شود. حضور اجتماعی جوانان زمانی اثرگذارتر خواهد بود که با آگاهی، شناخت و مسئولیتپذیری همراه باشد.
رسانهها نیز در این میدان مسئولیت سنگینی بر عهده دارند. رسانه مسئول نباید صرفاً به دنبال انتشار سریع خبر باشد؛ بلکه باید به مردم برای فهم درست رویدادها کمک کند. تبیین واقعیتها، مقابله با شایعات، افزایش سواد رسانهای و ایجاد امید منطقی، از مهمترین وظایف رسانهها در شرایط جنگ شناختی است. جامعهای که قدرت تحلیل داشته باشد، کمتر تحت تأثیر فضاسازی و عملیات روانی قرار میگیرد.
البته حضور آگاهانه مردم به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست. مردم حق دارند مطالبهگر باشند، انتقاد کنند و از مسئولان پاسخ بخواهند. جامعه پویا، جامعهای نیست که در آن همه سکوت کنند؛ بلکه جامعهای است که در آن نقد و مطالبهگری در مسیر اصلاح و پیشرفت قرار گیرد. تفاوت بزرگی میان اعتراض مسئولانه و رفتارهایی وجود دارد که آگاهانه یا ناآگاهانه به آشوب، خشونت و تضعیف امنیت عمومی منجر میشود.
مسئولان نیز در برابر حضور مردم وظیفه دارند. اگر قرار است مردم در میدان بمانند، باید صدای آنان شنیده شود. مشکلات اقتصادی، معیشتی، اشتغال، خدمات عمومی و دیگر دغدغههای مردم نباید نادیده گرفته شود. اعتماد عمومی با شعار ساخته نمیشود؛ بلکه با عمل، صداقت، پاسخگویی و حل مشکلات شکل میگیرد. هر اندازه عملکرد مسئولان شفافتر و پاسخگویی آنان بیشتر باشد، زمینه برای سوءاستفاده دشمن از نارضایتیها نیز کاهش پیدا میکند.
امروز بیش از هر زمان دیگر، حضور یک وظیفه است؛ حضوری آگاهانه، مسئولانه و امیدآفرین. اگر دشمن بر ایجاد هراس و آشوب اصرار دارد، پاسخ ملت باید آرامش، همبستگی و حضور باشد. اگر دشمن به دنبال ایجاد شکاف میان مردم است، جامعه باید بر نقاط مشترک خود تأکید کند. اگر دشمن ناامیدی را ترویج میکند، باید واقعیتها را دید، مشکلات را پذیرفت و در کنار آن، ظرفیتها و فرصتهای کشور را نیز شناخت.
وحدت اجتماعی، مهمترین سرمایهای است که نباید اجازه داد در میدان جنگ شناختی آسیب ببیند. اختلاف نظر در یک جامعه طبیعی است، اما اختلاف نظر نباید به دشمنی تبدیل شود. مردم میتوانند دیدگاههای متفاوت داشته باشند، اما در اصولی مانند حفظ استقلال کشور، امنیت مردم، تمامیت سرزمینی و آینده ایران میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند.
آینده این سرزمین را کسانی خواهند ساخت که میدان را ترک نمیکنند. حضور در میدان، به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن مسئولیت در برابر آینده است. کسی که آینده کشور برایش اهمیت دارد، نه اسیر شایعه میشود و نه اجازه میدهد ناامیدی جای واقعیت را بگیرد.
تاریخ این سرزمین بارها ثابت کرده است که هرگاه مردم در صحنه بودهاند، ایران سربلند مانده است. امروز نیز حفظ این سربلندی، بیش از هر چیز، به حضور آگاهانه، وحدتبخش و امیدآفرین مردم در جامعه گره خورده است.
در نهایت، مقابله با جنگ شناختی تنها وظیفه یک نهاد یا دستگاه نیست. خانواده، مدرسه، دانشگاه، مسجد، رسانه، نخبگان و خود مردم، همگی در این میدان نقش دارند. هر شهروند میتواند با یک تصمیم درست، یک خبر را پیش از انتشار بررسی کردن، پرهیز از شایعه، حفظ آرامش و حضور مسئولانه در جامعه، بخشی از این جبهه را تقویت کند.
امروز دشمن بیش از هر چیز به جامعهای نیاز دارد که از درون خسته، ناامید و بیاعتماد شده باشد. در مقابل، ایران به مردمی نیاز دارد که مشکلات را ببینند، اما امید خود را از دست ندهند؛ مطالبهگر باشند، اما گرفتار خشونت نشوند؛ اختلاف نظر داشته باشند، اما وحدت ملی را قربانی اختلافات نکنند.
میدان همچنان متعلق به مردم است؛ مردمی که اگر آگاهانه، مسئولانه و متحد در صحنه بمانند، هیچ عملیات روانی و هیچ جنگ شناختی نمیتواند اراده آنان را به آسانی در هم بشکند.