سید محمدمهدی موسوی، فعال اجتماعی، در یادداشتی برای
اوشیدا نوشت: اهمیت و تأثیرگذاری مقوله «فرهنگ عمومی» تا بدانجا است که بسیاری از اندیشمندان آن را «روح یک ملت» میدانند؛ به این معنا که اگر این روح تضعیف شود، پیکر جامعه نیز دچار بیماری خواهد شد.
فرارسیدن چهاردهم آبانماه بهعنوان «روز فرهنگ عمومی» فرصت مغتنمی است تا بار دیگر به این موضوع بنیادین نگاهی جدیتر و عمیقتر داشته و به مهمترین الزامات و بایستههای توفیق در مسیر ارتقای فرهنگ عمومی جامعه توجه کنیم.
اقناع افکار عمومی؛ محور اصلی فرهنگسازی در تعریف، «فرهنگ عمومی» بهعنوان فرهنگ غالب و فراگیری شناخته میشود که میان عموم مردم رواج دارد و مجموعهای از عقاید، هنجارها و ارزشهایی است که توسط اجبار اجتماعیِ غیررسمی حمایت میشود. ازاینرو، مقولهٔ «اقناع افکار عمومی» در شکلگیری و پایداری آن نقشی اساسی دارد.
فرایند اقناعسازی، بیش از هر چیز نیازمند تغییر نگرش در اعضای جامعه است؛ امری که جز با بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای هنر و رسانه تحقق نخواهد یافت.
تخصص و تعهد؛ دو بال موفقیت در فعالیت فرهنگی در مسیر فرهنگسازی، استفاده از افراد متخصص و متعهد اهمیت ویژهای دارد. فعالیت فرهنگی، با پیچیدگیها و حساسیتهای خاص خود، مستلزم بهرهگیری از نیروهای کارآزمودهای است که بتوانند پیام فرهنگی را به شکلی غیرمستقیم، جذاب و مؤثر به مخاطب امروز منتقل کنند.
در این میان، بیتوجهی برخی نهادها و سازمانهای فرهنگی - که گاه بودجههای کلانی را نیز جذب میکنند - از مهمترین عوامل ناکارآمدی نظام فرهنگی کشور است. این وضعیت سبب شده تا بسیاری از طرحها و برنامههای فرهنگی مصوب، در عمل اثرگذاری لازم را نداشته باشند.
تأکید رهبر انقلاب بر رصد و هدایت جریان فرهنگی جامعه
رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان فرهنگی کشور تأکید فرمودهاند دولت و مسئولان موظفاند که به جریان عمومی فرهنگ جامعه توجه کنند؛ ببینند چه اتفاقی میافتد، چه چیزی در انتظار ماست، و اگر مزاحمتی وجود دارد، آنها را برطرف کنند.»
از این فرمایش سه نکتهٔ کلیدی قابلبرداشت است؛ شناخت دقیق وضعیت موجود فرهنگ عمومی، پیشبینی آینده و جهت حرکت فرهنگی جامعه، رفع موانع و مزاحمت در مسیر دستیابی به فرهنگ مطلوب.
ضرورت بهرهگیری از همه ظرفیتها برایناساس، وظیفهٔ اصلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نهادهای فرهنگی و بهویژه شورای فرهنگ عمومی آن است که با بسیج همه ظرفیتهای کشور، اقناع افکار عمومی در حوزهٔ فرهنگ را محقق سازند. تحقق این امر، زمینهساز حرکت جامعه بهسوی فرهنگ مطلوب و کاهش تدریجی آسیبهای فرهنگی خواهد بود.
البته در شرایط فعلی کشور، اولویت رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم انکارناپذیر است، اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کردهاند، نباید اهمیت مسائل فرهنگی را در سایهٔ دغدغههای اقتصادی نادیده گرفت.
ضرورت مقابله بانفوذ و رانت در عرصه فرهنگ
در فضای حساس فرهنگی امروز، باید مراقب نفوذ جریانهایی بود که هرچند از منابع عمومی کشور بهرهمند میشوند، اما خروجی فعالیتشان در تضاد با اهداف انقلاب اسلامی است. مقابله با رانتخواری فرهنگی و حمایت از جوانان مؤمن، خلاق و انقلابی که ایدههای نو در این عرصه دارند، ضرورتی جدی است.
عقلانیت انقلابی؛ رویکردی ضروری در مدیریت فرهنگی
عقلانیت انقلابی در حوزه فرهنگ به معنای پرهیز از عافیتطلبی و مصلحتاندیشیهای بیمورد است. انقلابیگری در عرصه فرهنگ نه به معنای افراطگرایی، بلکه تجلی هوشمندی، برنامهریزی دقیق و منطق فرهنگی است.
اجرای موفق برنامههای فرهنگی نیازمند طرحریزی هوشمندانه، دقت در اجرا و حسن سلیقه مدیریتی است. در این مسیر، شورای فرهنگ عمومی و سایر نهادهای فرهنگی نقش تعیینکنندهای دارند و مجلس شورای اسلامی نیز باید با نظارت و هدایت مؤثر، پشتیبان این حرکت باشد.
آینده فرهنگ عمومی کشور زمانی روشن خواهد بود که تخصص، تعهد، عقلانیت و نگاه انقلابی، همزمان در مدیریت فرهنگی کشور به کار گرفته شوند.